X
تبلیغات
آموزش زندگی - مهم ترین مهارت های زندگی برای داشتن زندگی بهتر و انسانی تر

تعریف مهارت های زندگیتوانایی هایی هستند که به ما کمک می کنند در موقعیت های گوناگون، عاقلانه و درست رفتار کنیم؛ به طوری که با خود و دیگران سازگارانه ارتباط برقرار کرده بدون استفاده از خشونت بتوانیم مسایل پیش آمده را حل نماییم و ضمن به دست آوردن موفقیت در زندگی، احساس شادمانی داشته باشیم.


اهداف مهارت های زندگی:

_ تقویت اعتماد به نفس

_ تقویت روحیه مشارکت و همکاری

_ رشد و تقویت عواطف انسانی

_ ایجاد روحیه پایداری در برابر تبلیغ های زیان بار

¬_ کمک به شناسایی و بیان احساسات

_ تامین تندرستی جسمی و سلامتی روانی

_ تقویت مهارت های ارتباطی

_ ساختن یک شهروند متعادل و مورد پذیرش اجتماع 

_ تقویت روحیه همزیستی مسالمت آمیز

_ بالا بردن سازگاری فرد با خودش، دیگران و محیط زندگی اش 


انواع مهارت های زندگی:

1)مهارت خودآگاهی: توانایی شناخت دقیق و درست از خود؛ به بیان دیگر، شناخت نگرش ها، باورها، اندیشه ها، توانایی ها، هیجان ها، مهارت ها و کاستی های خود(تصویر واقع بینانه از خود) به منظور شناخت بیشتر و بهتر حقوق فردی، اجتماعی و مسئولیت های خود.

ویژگی های افراد خودآگاه:

_ برای خود ارزش فراوانی قایل هستند.

_ از روحیه انتقادپذیر، مسئولیت پذیر و انعطاف پذیر برخوردارند.

_ از ارزش ها و باورهایشان آگاهی کامل دارند و از آنها به گونه ای منطقی و خردمندانه دفاع می کنند.

_ احساس خوشنودی و رضایت خاطر زیادی دارند.

_ در مقابل فشارها و ضربه های اجتماعی و روانی پایداری بیشتری از خود نشان می دهند.

_ به جای کوچک کردن یا سرزنش دیگران با آنها در کمال احترام برخورد می کنند.

_ بیشتر زمان ها از اندیشه مثبت نگری برخوردارند.

_ روحیه همکاری و مشارکت بالایی دارند.

_ از رایزنی و راهنمایی گرفتن از افراد کارشناس استقبال می نمایند.

تمرین های کسب خودآگاهی:

_ فرصتی فراهم کرده سری به خودمان بزنیم و از خود بپرسیم: "من کیستم؟"

_ به این باور برسیم که در جهان هستی وجودی منحصر به فرد هستیم و توانایی هایی داریم که که دیگران آنها را ندارند.

_ بدانیم انسانیت ما در اعماق وجود ما نهفته است، آنها را کشف کرده و در رفتارهایمان به کار گیریم.

_ تلاش کنیم از خود تصویری مثبت، تصویر انسانی موفق و توانا داشته باشیم.

_ گاهی در تنهایی با خود خلوت کرده و به رفتارها و عملکردهایمان بیندیشیم.

_ مهمترین عامل موفقیت و شادکامی در زندگی، باوری است که به خود داریم؛ تلاش کنیم آن را کشف کنیم.

_ انسان ها همان گونه که می اندیشند زندگی می کنند، پس مثبت بیندیشیم.

_ عواملی که موجب نگرانی در ما می شوند را شناسایی کرده و با اولویت بندی در برطرف کردن آنها بکوشیم.

_ با شناخت علاقه ها و تمایلات، شوق زندگی در ما تزریق می شود.

_ کاستی ها و عیب های رفتاری، احساسی و عاطفی خود را شناسایی و فهرست کرده و در جهت برطرف کردن آنها اقدام نماییم.

_ مراقب باشیم! اگر توانمندی های ما با غرور همراه باشند، جزئی از ناتوانی های ما به شمار می روند. 

_ موانعی را که در کمین اند تا نگذارند به شخصیت اصلی خود دسترسی پیدا کنیم، بنویسیم و راه های روبرو شدن با آنها را از منابع گوناگون کشف کنیم.

_ از وابستگی ها و هر چیزی که ما را غمگین می کند رها شویم.

_ عشق ورزیدن را در خود گسترش داده و از دشمنی و تنفر که زیبایی ها را زشت و کدر کرده و انرژی درونی انسان را کاهش می دهند، بپرهیزیم.(تمرین: هر روز یکی از کینه هایی را که در دل داریم فراموش کنیم.)

_ گاهی با پناه بردن به سکوت می توانیم نداهای درونی خویشتن را بهتر بشنویم و به آگاهی عمیق تری نسبت به خود دست یابیم.

_ برخی از باورهای اشتباه(باورهایی که با خرد انسان سازگار نیستند و به راحتی زیر سوال می روند) که از پیش در ذهن ما خانه کرده اند، موجب می شوند که شناخت حقیقی از خود نداشته باشیم. چه خوب است که گاهی با خانه تکانی ذهن بتوانیم آن را از این باورهای اشتباه قدیمی خالی کرده و فضا را برای ایجاد آرامش و خودشناسی در وجودمان باز کنیم.ُ

_ پناه بردن به دامن طبیعت می تواند به کسب خودآگاهی عمیق تر ما کمک کند.

_ فرض کنیم تنها یک سال دیگر فرصت زندگی کردن داریم!؛ چه کارهایی را انجام خواهیم داد؟ چرا از هم اکنون انجام ندهیم؟

_ خیلی روشن به این پرسش پاسخ دهیم: "برای چه در این دنیا هستیم و هدف و مقصود ما از زندگی چیست؟"

_ تصمیم های مهم زندگی خود را بنویسیم و پاسخ دهیم که مرکز تصمیم گیری ما چیست.(جسم مان: مقتدر و مسالمت جو هستیم/قلب مان: دوست داشتنی، اهل عمل و نوآور هستیم/ذهن مان: دانا، راستگو، وفادار بانشاط و شاد هستیم.)

_ با گفت و گو با افراد نزدیک به خود، فهرستی از نقاط مثبت و منفی خود به دست آوریم.    

  

2)مهارت همدلی: تمایل پاسخ دهی به حالت عاطفی دیگران با حالت عاطفی مشابه. یعنی این که بتوانیم مسایل دیگران را حتی زمانی که در آن شرایط قرار نداریم درک کرده و برای دیدگاه ها و احساسات آنها ارزش قایل شویم.

این مهارت موجب می شود تا به دیگران توجه کنیم، آنها را دوست بداریم و خود نیز مورد توجه و دوست داشتن دیگران قرار گرفته با ایجاد روابط اجتماعی بهتر به هم نزدیکتر شویم.

اثرات همدلی:

_عامل پیشگیری بسیاری از رفتارهای ناخوشایند می شود.

_ در طرفین احساس خوشایند و مثبت به وجود می آورد.

_ فرد را از احساس تنهایی نجات می دهد.

_ موجب گرفتن تصمیم های درست تر می شود.

_ از بسیاری تعارض ها و بد فهمی ها جلوگیری می کند.

_ همدلی به جا و مناسب موجب تعدیل و اصلاح شناخت، احساس و رفتار می شود.

_ در محکم کردن روابط همسران می تواند نقش مهمی داشته باشد.

_ احساس آرامش و نیروی ادراک فرد را افزایش می دهد.

_ موجب افزایش اعتماد به نفس می گردد.

_ زمینه شناخت بیشتر و بهتر از دیگران را فراهم می آورد.

_ روابط خانوادگی و اجتماعی را بهبود می بخشد.

_ امنیت روانی و آسایش خاطر را تقویت می نماید.

_ میل به شرکت در فعالیت های گروهی را افزایش می دهد.

_ بیان احساسات خود و درک احساسات دیگران را آسان تر می کند.

راهکارهای تقویت همدلی:

_ در ارتباط با دیگران به آنها فرصت دهیم تا احساس های خود را به راحتی بیان کنند.

_ چون همدلی بر پایه خودآگاهی است، هر چه بیشتر نسبت به احساس های خودمان آگاهی داشته باشیم، بهتر می توانیم احساس های دیگران را درک نماییم.

_ تظاهر به همدل نکنیم و به احساس های دیگران لطمه نزنیم.

_ در زمان همدلی به حالت های چهره و حرکت های طرف مقابل توجه کنیم و با درک احساس هایش به او بفهمانیم که برایش اهمیت و ارزش و احترام قایل هستیم.

_ در ارتباط با دیگران، پیش از اقدام به هر کاری، لحظه ای هم که شده خود را به جای آنها قرار دهیم.

_ هنگام بروز مشکل، احساس های خود را با دیگران در میان بگذاریم.

_ متوجه باشیم که همدلی از سوی دوستان دارای حد و اندازه ای است و زیاده روی در آن امکان سوء استفاده را فراهم می آورد.

_ اطرافیان خود را به خاطر رفتارهای همدلانه شان تشویق کنیم.

_ از افرادی که موجب دلسردی ما شده یا احساس های همدلانه ما را جدی نمی گیرند، دوری کنیم.

_ در همدلی با دیگران از دلسوزی و ترحم، مقایسه کردن، دستور دادن، داوری کردن، نصیحت کردن، سرزنش کردن و مقصر دانستن آنها بپرهیزیم، زیرا با این کارها به احساس ها پر امید آنها لطمه وارد می کنیم.

_ برای تقویت حس همدلی اعضای خانواده، روابط صمیمانه برقرار کرده و به ارتباط های عاطفی آنان بیشتر توجه نماییم.

_ به اواخر دوران کودکی که پیشرفته ترین سطوح همدلی پدیدار می شوند، بیشتر توجه کنیم.

_ در هنگام همدلی، احساس های خود را شمرده بیان کنیم تا طرف مقابل احساس آرامش بیشتری بنماید.

_ به سخنان طرف مقابل گوش داده و به او اطمینان دهیم که تلاش می کنیم مانند او به مشکل نگاه کنیم.

_ با یادآوری تجربه های مشابهی که داشته ایم، در درک احساس های همدلانه دیگران بهتر عمل می کنیم.

_ مشکلات دیگران را کوچک و بی ارزش یا بیش از حد بزرگ جلوه ندهیم.

_ بسیار مهم: تلاش کنیم در همدلی راه حل ارایه ندهیم، چون طرف مقابل دلش می خواهد تنها ناراحتی خود را با کسی درمیان بگذارد و از جانب او درک شود.


3)مهارت روابط بین فردی: فرآیندی است که به وسیله آن آگاهی ها و احساسات خود را از راه پیام های کلامی و غیرکلامی با دیگران در میان می گذاریم.

این توانایی موجب تقویت رابطه گرم و صمیمی ما با دیگران به ویژه اعضای خانواده، تقویت روحیه مشارکت، اعتماد واقع بینانه و همکاری با دیگران می شود و از این راه می توانیم مرزهای روابط گام برداشته و هرچه زودتر به دوستی های مناسب و ناسالم خود پایان دهیم، پیش از آنکه مورد آسیب جدی قرار بگیریم.

عوامل تاثیرگذار در روابط بین فردی:

_ گوش دادن فعال: توجه به پیام های کلامی و غیر کلامی دیگران برای درک دقیق تر معانی و فهم احساس ها

_ پرسیدن سوال های مناسب در زمان مناسب به منظور شفاف سازی پیام و برانگیختن تفکر افراد

_ احترام گذاشتن: پذیرفتن و گرامی داشتن بی قید و شرط دیگران

_ ابراز وجود: بیان افکار، احساسات، باورها و حقوق خویش به گونه ای که در دیگران ایجاد مقاومت و ناراحتی ننماید.

_ "نه" گفتن در مقابل درخواست های نابجای دیگران

_ کار گروهی

کارکرد های روابط بین فردی:

_ موجب به دست آوردن و حفظ جایگاه افراد نزد دیگران می شود.

_ افراد به درستی یا نادرستی عملکرد خود و دیگران بیشتر پی می برند.

_ موجب افزایش توانایی افراد برای روبرو شدن با ناسازگاری ها و مشکلات زندگی می گردد.

_ آرامش روحی و امنیت روانی بیشتر افراد را فراهم می آورد.

_ فرصتی به وجود می آورد تا افراد چیزهای جدیدی یاد بگیرند و افق دیدشان را گسترش ببخشند.

_ موجب احساس مسئولیت بیشتر افراد نسبت به یکدیگر می شود.

_ سبب تقویت احساس همدلی، همکاری، هماهنگی و همفکری افراد با دیگران می گردد.

پیشنهادهایی برای تقویت روابط بین فردی:

_ محیط را آماده برقراری ارتباط نماییم و تلاش کنیم در ارتباط، شروع کننده خوبی باشیم.(یک سلام و احوال پرسی گرم، فشردن دست طرف مقابل و...)

_ در برقراری ارتباط به سن، شرایط، موقعیت اجتماعی و شخصیت افراد توجه کنیم و متناسب با آن رفتار نماییم.

_ هنگام گفت و گو، سخنان یکدیگر را قطع نکنیم.

_ برای تقویت ارتباط از پراکنده گویی، پر گویی و مقدمه چینی زیاد بپرهیزیم.

_ بدانیم، گوش دادن فعال نیازمند به دست آوردن مهارت بوده و به انرژی و تعهد نیازمند است.

_ هنگام حضور در مکان های جدید، نخست به دنبال آشنایان باشیم، سپس افرادی را جستجو کنیم که با آنها راحت تر می توان ارتباط برقرار کرد.

_ در ارتباط بین فردی علاوه بر کلام، از روش های غیر کلامی(گوش دادن، نگاه کردن، استفاده از ژست ها و چهره ها، ایما و اشاره و...) به خوبی استفاده کنیم.

_ برای ادامه یک ارتباط خوب، از خوب گویی و تحسین مناسب و به جا استفاده کنیم.(آفرین، خیلی خوب گفتید، من هم با نظر شما موافقم و...)

_ از کوچک کردن، سرزنش و توهین به دیگران خودداری کنیم.

_ در صورت قطع ارتباط، تنها دیگران را مقصر ندانسته و خودمان در صورت امکان برای ارتباط دوباره پیشقدم شویم.

_ هنگام گفت و گو، از داوری درباره رفتار گوینده پرهیز نماییم.(خب، تقصیر خودت بوده، اگه این کار رو نمی کردی اینطور نمی شد و...). به عنوان نمونه می توانیم بگوییم: "بهتره مساله رو یک بار دیگه مرور کنیم..."

_ با احترام گذاشتن به دیگران، احترام خود را تضمین نماییم.

_ برای برطرف کردن کمرویی و خجالت افراطی، می توان از افراد آگاه و کارشناس(مشاور، روانشناس و...) کمک گرفت.

_ از افراد یا مکان هایی که در آنجا دچار مشکل می شویم، فهرستی تهیه کرده و با کمک گرفتن از دیگران(به ویژه کارشناسان) به فکر حل آنها باشیم.

_ تلاش کنیم با برقراری ارتباط خوب و موثر در خانواده، الگوی مناسبی برای دیگر اعضا باشیم.

_ در روبرو شدن با نظر مخالف دیگران، بهتر است با پذیرش آن به عنوان یک دیدگاه متفاوت، در تقویت رابطه بین فردی خود تلاش نماییم.

_ در زمانهای عدم امکان ارتباط حضوری، از دیگر ابزارهای ارتباطی مانند تلفن، ایمیل، پیام کوتاه و... استفاده کنیم.

_ افرادی را که در برقراری و ایجاد ارتباط دچار کاستی هستند، به کارهای گروهی(ورزشی، فرهنگی، اجتماعی و...) تشویق و راهنمایی کنیم.

_ در مکان های اجتماعی(جشن ها، آیین ها و...) شرکت نماییم.

_ با آگاهی از حقوق خود و دیگران در روابط بین فردی، از سوء استفاده های احتمالی پیشگیری کنیم.

_ توانمندی ها مهارت های ارتباطی خود را شناخته و در عمل به کار بگیریم.(رعایت فرهنگ گفت و گوی درست، شوخی به جا با رعایت حریم دیگران و...)

_ افراد خانواده و دوستان خود را با اسم کوچک و پسوندهای زیبا صدا بزنیم.(عزیزم، گرامی، گلم و...)

_ شنونده خوبی برای دیگران باشیم و آنها را تشویق کنیم درباره خودشان صحبت کنند.(نظر شما چیست؟ شما چه فکر می کنید؟ چه احساسی داری؟ و...)  


4)مهارت ارتبط موثر: رابطه ای است کلامی و غیر کلامی میان دو یا چند نفر که در طی آن افراد می توانند باورها، خواسته ها، نیازها و هیجان های خود را بیان نموده و به نوعی احساس رضایت دست یابند.

اثرهای برقراری ارتباط موثر با دیگران:

_ تقویت اعتماد به نفس

_ درک متقابل

_ رضایت خاطر

_ احساس سودمندی و مفید بودن

_ تقویت رشد اجتماعی، روحی، روانی و عاطفی

_ تامین بخشی از نیازهای اساسی انسان

_ انتقال صریح پیام به دیگران

راهکارها و نکته های مهم روانشناختی در ارتباط موثر:

_ بپذیریم که افراد با هم تفاوت دارند: شناخت ویژگی های شخصیتی دیگران و رفتار کردن متناسب با آن.

_ بدانیم که افراد در وضعیت های احساسی متفاوت، رفتارهای گوناگون دارند.

_ نگرش و دنیای هر فرد متفاوت است: زیرا هر فردی دنیا را از دید خود درک می کند. بنابراین باید مقابله با دنیا و نگرش دیگران را کنار بگذاریم، دنیای آنها را بپذیریم، به دنیای آنها پا بگذاریم سپس آنهارا به دنیای خود دعوت نماییم.

_ آدم ها را دوست داشته باشیم: لازم است به اصول دیگران احترام بگذاریم، حتی اگر آنها را قبول نداریم.

_ باور به این که هم من خوبم، هم شما خوبید.

_ کوشش غیر مستقیم برای برقراری ارتباط، بسیار موثرتر است. 

_ مقاومت دیگران را درک کنیم.

_ همیشه "برنده-برنده" بیندیشیم: لازمه این کار این است که بپذیریم همه انسان ها در حال تغییر و دگرگونی هستند. باید پیوسته از خود بپرسیم که در این ارتباط، من برای او چه سودی دارم یا چرا بایستی دیگران برای من کاری را انجام بدهند؟

_ شخصیت افراد را از رفتارشان جدا کنیم: اگر رفتار طرف مقابل برای ما قابل پذیرش نبود،تنها همان رفتار ناپسند وی را زیر سوال ببریم نه کل شخصیت وی را.

_ خوب گوش بدهیم: وقتی کسی با ما حرف می زند باید تلاش کنیم در چشم هایشان نگاه کنیم، احساسات بیان شده آنها را درک نماییم، با حرکت های چشم، ابرو و... به آنها نشان دهیم که مشتاقانه به گفته هایشان گوش می دهیم و از ارایه راه حل، نصیحت، قضاوت کردن و دستور دادن بپرهیزیم.

_ دیگران را بدون شرط بپذیریم(همان گونه که هستند) و تلاش نکنیم آنها را در قالب انتظار و خواسته خود شکل دهیم.

_ ارتباط خود را با کلمه "من" شروع کنیم؛ بدون مقصر دانستن یا سرزنش دیگران.(من کمی خسته ام، لطفا صدای تلویزیون را کم کنید...)

_ روشن، کوتاه و گزیده صحبت کنیم.  

_ متوجه نیازهای اساسی زیستی، روانی، عاطفی و اجتماعی اطرافیان خود باشیم و آنها را در حد توان خود برآورده سازیم.

_ گفت و گو با دیگران را خوب شروع کنیم.(سلام، احوال پرسی و مقدمه چینی مناسب)

_ مقدمه چینی زیاد و حاشیه پردازی مانع ارتباط موثر است.

_ بتوانیم احساسات و هیجان های خود را کنترل نماییم.

_ در برقراری ارتباط با دیگران موقعیت زمانی و مکانی را در نظر داشته باشیم.

_ از تن و آهنگ صدای مناسب استفاده کنیم.

_ از تماس چشمی و حالت های چهره مناسب استفاده نماییم. 


5)مهارت مقابله با استرس: در دنیای امروز، همواره با تغییرات گسترده پیچیده روبرو هستیم و هر تغییری با فشارهای روحی روانی(استرس) همراه است. فراگیری این مهارت به ما کمک می کند تا استرس های گوناگون و اثرها آنها را شناخته و راه های کاهش یا مدیریت بر آنها را به دست آوریم.

استرس: واکنش جسمانی، روانی و عاطفی در برابر یک محرک بیرونی است که می تواند موجب سازگاری فرد با تغییرات شود.

لایه های استرس:

 _ استرس کم(مثبت): فشار روانی کم در سازگاری ما نقش موثری دارد و در وجود ما به انگیزه و میل مثبت برای پیشرفت تبدیل می شود. مانند استرس دانش آموز برای امتحان. 

_ استرس زیاد(منفی): فشار روانی شدید، پایدار و طولانی موجب بروز خستگی، فرسودگی و بیماری می گردد.

در چه افرادی استرس تاثیر بیشتری دارد؟ افرادی که:

_ با رویدادی بسیار ناگوار روبرو می شوند.

_ نسبت به رویدادها و حوادث برداشت ذهنی و طرز تلقی منفی دارند.

_ وابستگی بیش از حد به خانواده و دوستان دارند.

_ اعتماد به نفس کافی ندارند.

_ به جامعه و آینده خوشبین نیستند.

_ ناراحتی های خود را با دیگران درمیان نمی گذارند.

_ احساس می کنند در برابر رویدادهای آینده ناتوان هستند.

_ سابقه بیماری های جسمی و روانی دارند.

_ از حمایت های اقتصادی، اجتماعی و خانوادگی مناسب برخوردار نیستند.

_ ذهن خود را درگیر مسایل روزمره می کنند.

_ در گذشته استرس بیشتری را تجربه کرده اند.

_ به طور ناگهانی و بدون زمینه قبلی با رویدادی استرس زا روبرو می شوند.

_ رویداد های استرس زا را به صورت طولانی و مداوم تجربه کرده اند.

_ از خرد و وجدان خود استفاده نکرده و پیرو اخلاق مناسب نیستند.

راهکارهای مقابله با استرس:

_ شناسایی عوامل استرس زا و از میان برداشتن آنها

_ به دست آوردن آگاهی های دقیق تر از محیط پیرامون

_ اطمینان از سلامتی روانی و جسمانی خود و مراجعه به پزشک در صورت لزوم

_ نرمش و ورزش مداوم حتی روزی نیم ساعت، پیاده روی تند، استفاده از رژیم خوراکی سالم، تنفس عمیق شکمی با تمرکز، خواب شبانه و استراحت کافی و...

_ داشتن هدف و برنامه نوشته شده بلند مدت، سالانه، ماهانه، هفتگی و روزانه

_ زودتر حرکت کردن برای رسیدن به محل کار یا قرار ملاقات

_ اولویت بندی کارها و انجام مهمترین آنها در ابتدا 

_ پذیرش مشکلات به همان صورتی که هستند و به دنبال راه حل بودن

_ فریاد کشیدن در محیط های سرسبز و هوای آزاد(کوه، دشت، اطراف شهر و...)

_ بازی کردن با بچه ها

_ استفاده از ماساژ، وان آب گرم، مراقبه، یوگا و... 

_ پیشقدم شدن در کمک به دیگران و ایجاد یک حس خوب در آنها

_ جنبه مثبت رویدادها را دیدن و به خوبی ها و زیبایی ها اندیشیدن

_ خندیدن(یکی از سالم ترین پادزهرهای فشار روانی) و لبخند زدن

_ تمرکز نکردن بر روی اخبار نا خوشایند به ویژه اخبار رسانه ها(تلویزیون، روزنامه و...)

_ استفاده نکردن از الکل و تنباکو

_ گوش دادن به موسیقی های آرامش بخش(به ویژه موسیقی بدون کلام)

_ نه گفتن به درخواست های نابجای دیگران

_ گفت و گو با دیگران در مورد مشکلات و و نگرانی های خود

_ مصرف ویتامین C

_ ناراحت نکردن خود به خاطر مسایل کوچک(مشکلات بزرگ از مسایل کوچک ناشی می شوند.)

_ شب ها زود و به موقع خوابیدن و سحرخیزی

_ مراجعه به مشاور روانشناس یا روانپزشک در صورت موثر نبودن راهکارهای گفته شده


6)مهارت مدیریت بر هیجان ها: اگر بتوانیم مدیریت مطلوبی بر هیجان های خود مانند شادی، غم، خشم، ترس، نگرانی و... داشته باشیم، رویاها،خاطره ها و ادراک های ما جان می گیرند.

تعریف هیجان: تغییرات جسمانی و روانی که به طور مستقیم به دنبال ادراک یک واقعیت تحریک کننده ایجاد می شوند.

کارکرد های هیجان ها

_ به زندگی ما تحرک و روح می بخشند.

_ موجب همبستگی بیشتر ما و دیگران می گردند. 

_ پایه و اساس هنر و آفرینش آثار هنری هستند.

_ می توانند موجب تولید یا اتلاف نیرو و انرژی شوند.

_ این توانایی را دارند که به کارهای کمک کننده یا آسیب زننده منجر شوند.

مدیریت هیجان ها(هوش هیجانی): این مهارت فرد را توانا می سازد تا هیجان ها را در خود و دیگران تشخیص داده، شیوه تاثیر آن بر رفتار را بداند و واکنش مناسبی به هیجان های گوناگون نشان دهد. امروزه افراد را به میزانی که توانا باشند از هیجان ها به سود خود و روابط شان استفاده کنند، دارای هوش هیجانی می دانند.

اهمیت هوش هیجانی:

_ در موقعیت های تهدید کننده و خطرناک رفتار مناسبی را از خود بروز دهیم.

_ از خوشنودی و شادی در زندگی خود و اطرافیان مان به شکل شایسته استفاده نماییم.

_ نیازهای دیگران را بهتر درک کرده و ضمن همدلی برای کمک به دیگران پیشقدم باشیم.

_ حس مسئولت پذیری را در ما افزایش می دهد.(پذیرش مسئولیت احساسات خود)

پیشنهادهایی برای افزایش مدیریت هیجان ها:

_ با تشکیل جلسه های گروهی، درباره احساسها و هیجان های خود آگاهی های دقیق تری پیدا کنیم.

_ هیجان ها را مانند میهمان های خود گرامی بداریم، ولی به آنها اجازه ندهیم هر کاری که دوست دارند انجام دهند.

_ تلاش کنیم بر هیجان های مثبت و پسندیده خود مانند شادی، عشق، همدلی و... بیفزاییم.

_ به کودکان کمک کنیم تا واژه ها و جمله هایی را که دربرگیرنده هیجان ها و احساس ها می باشند را بیاموزند، احساس های خود را نقاشی کند،... و خود نیز بهتر احساس های خود را بیان نماییم.

_ ضمن به وجود آوردن محیطی امن و آرامش بخش، درباره احساس های خود به راحتی گفت و گو کنیم و صداقت هیجانی را از راه عشق بدون شرط تشویق نماییم.

_ برای شناخت بهتر احساس های دیگران از دستور دادن، توهین، داوری، نصیحت و تهدید کردن پرهیز نموده و با گوش دادن به آنها و دقیق شدن به زبان بدن(حالت ها و حرکت های اعضای بدن و صورت)، احساس های آنها را شناسایی کنیم.

_ هیجان های خود(به ویژه هیجان های منفی) را بلافاصله ابراز نکنیم.

_ در حالت های هیجانی شدید، مشاجره نکنیم و تصمیم نگیریم، زیرا پیرو احساس های منفی خواهیم شد.

_ در هیجان های مثبت و منفی یکدیگر سهیم شویم.

_ در کنترل هیجان های پر انرژی مانند خشم، تنفر و... از روش های آرمیدگی هیجانی، تنفس عمیق، پیاده روی، نوشیدن آب سرد، دویدن و... استفاده نماییم.

_ هیجان های منفی ما از جمع شدن نیازهای هیجانی برآورده نشده ما به وجود می آیند. پس بهتر است درباره هیجان های ظاهرا منفی مانند خشم گفت و گو کنیم.

_ به جای نامگذاری افراد با صفت های گوناگون(ترسو، دیوانه و...) احساس آنها را نامگذاری کنیم(مثل اینکه خشمگین هستی، به نظر می رسه احساس ترس می کنی،...).  

_ هرگاه تصور کردیم که از نظر احساسی و هیجانی نیاز به کمک و تقویت بیشتر داریم، به دوستان با تجربه و یا روانشناس و مشاور مراجعه نماییم.

_ تلاش کنیم رفتارهای هیجانی نامطلوب و خطرناک(خشم، اندوه، افسردگی و...) را به تعویق انداخته با تدریج ترک کنیم.

_ تاثیر افکار بر هیجان ها و احساس ها زیاد است. ضروری است با شناخت افکار و افزایش خودآگاهی، هیجان های خود را بیش از پیش کنترل نماییم.

نکته بسیار مهم: به یاد داشته باشیم که خلاف کاری و جرم و جنایت از احساس ناتوانی، ناکامی، تحت کنترل بودن و احساس زیان کاری به وجود می آید. اسلحه، چاقو، مواد مخدر و...، جانشین احساس محترم بودن می گردند. کسانی که مورد احترام قرار می گیرند نیازی به اسلحه و چاقو برای قدرتمند شدن و یا سیگار برای احساس بزرگی و قدرت ندارند. پس بیاییم با گرامی داشتن، محبت و عشق ورزی به یکدیگر، هیجان های منفی را به مثبت تبدیل کنیم.


7)مهارت حل مساله: ما هر روزه با مسایل فراوانی روبرو هستیم که برخی ساده و برخی پیچیده اند. مهارت حل مساله این توانایی را به ما می دهد که با توجه به تجربه های عملی و توانمندی های ذهنی خود بتوانیم در جهت حل مساله یا مشکل قدم برداشته و به نتیجه دلخواه دست یابیم. 

مراحل حل مساله:

_ شناسایی یا طرح مساله: ذهن(فکر یا احساس) فرد با مساله یا مشکلی رو به رو می شود.

_ جمع آوری اطلاعات: برای مشخص شدن دقیق مساله یا مشکل انجام می شود. معمولا از راه گفت و گو با دیگران(به ویژه کارشناسان)، تجربه های قبلی، کتاب ها، اینترنت و دیگر منابع رسانه ای و اطلاعاتی صورت می گیرد و هر چه اطلاعات دقیق تر و مناسب تر باشند، فرد برای رسیدن به "حل مساله" موفق تر خواهد بود.

_ تعریف دقیق مساله: شخص با بررسی اطلاعات جمع آوری شده و دسته بندی مسایلی که از آن مشکل به وجود آمده اند، به ریشه و ماهیت مشکل پی می برد.

_ تولید و آفرینش راه حل های گوناگون: شخص تلاش می کند راه حل های گوناگون را از راه بارش فکر(همه راه حل های ممکن که به ذهن می رسد)، تعامل و هم اندیشی با دیگران به دست آورده آنها را می نویسد. هدف در این مرحله تنها پیدا کردن راه حل های گوناگون است، نه این که کدام یک از راه حل های انتخاب شده بهتر و قابل قبول تر است.

_ بررسی راه حل های گوناگون و برگزیدن بهترین راه حل: شخص هر یک از راه حل های یادداشت شده را با شماره ارزش گذاری می کند تا دریابد کدامیک از راه حل ها کارایی بهتر و قابلیت اجرایی بیشتری دارد و به نوعی زودتر و بهتر می تواند مساله و مشکل را حل نماید. هدف در این مرحله برخلاف مرحله قبلی، قضاوت و داوری است و به بررسی کیفیت و محتوای را حل ها ارایه شده می پردازد، راه حل های نادرست را حذف و بهترین راه حل ارایه شده را انتخاب می کند.

_ اجرا و ارزیابی: پس از برگزیدن بهترین راه حل و اجرای آن، ارزیابی از مشکل یا مساله آغاز می شود. اگر راه حل انتخاب شده موفقیت آمیز باشد، مشکل پایان می یابد. اگر نباشد اولویت(راه حل) دوم را به اجرا می گذارد.

نکته مهم: در صورتی که فرد نتواند با پیاده کردن راه حل های ارایه شده به حل مساله برسد، امکان دارد تعریف درست و دقیقی ا مساله نداشته است. در این صورت بهتر است دوباره مراحل را از تعریف دقیق مساله شروع و ادامه دهد.

راهکارهایی برای تقویت مهارت حل مساله:

_ کمک کنیم تا خود و دیگران به کسب این مهارت در زندگی بیشتر احساس نیاز کنیم.

_ به ویژگی های شخصیتی، احساسی و رفتاری خود و دیگران توجه ویژه داشته باشیم.

_ به شرایط زمان و مکان توجه داشته باشیم که آیا برای بیان آن مساله آماده است یا خیر؟

_ از راه همدلی با دیگران می توانیم آنها را در حل مساله کمک کنیم بدون آنکه در آنان مقاومت ایجاد نماییم.

_ برای حل مساله ضروری است اطلاعات دقیق و لازم را ازمناع مطمئن به دست آوریم.

_ با ایجاد باور و نگرش مثبت می توان در حل مساله گام های موثرتری برداشت.

_ اگر کسی برای حل مساله ای از ما کمک خواست، فوری راه حل ارایه ندهیم، بلکه نخست از او بپرسیم: خودت چه راه حل هایی به ذهنت می رسد؟ و سپس وی را در مسیر حل مساله راهنمایی کنیم.

_ از طرح مساله یا مشکل از سوی فرزندان یا دوستان و نزدیکان استقبال نماییم.

_ از به کار بردن جمله هایی مانند: "مشکل خودت است!" یا "به من ربطی ندارد!" و... بپرهیزیم.

_ بدانیم که همیشه اولین، کوتاه ترین یا سریع ترین راه حل، بهترین راه حل نیست و نیاز به بررسی بیشتر و دقیق تری دارد.

_ در رو به رو شدن با انبوهی از مسایل به هم تنیده، تلاش کنیم آنها را از نظر اهمیت اولویت بندی کنیم.

_  اگر راه حلی را انتخاب کردیم ولی به نتیجه نرسیدیم، ناامید نشده و به دنبال راه حل های دیگری باشیم؛ چرا که شکست یک راه حل، پایان همه راه حل ها نیست.

_ اگر اجازه دهیم کودکان پاسخ پرسش هایشان را خودشان کشف کنند، در سنین بالاتر توانایی حل مساله بیشتری خواهند داشت.

_ از مسخره کردن راه حل های اولیه در کودکان به شدت دوری کنیم، زیرا به دست آوردن توانایی حل مساله را در آنها به تاخیر می اندازد.(اگر از آن جلوگیری نکند!)


8)مهارت تصمیم گیری: موفقیت در زندگی، در گرو تصمیم گیری های درست و منطقی انسان است. این مهارت به ما کمک می کند تا با دانش و آگاهی کافی با توجه به اهداف واقع بینانه خود، از میان راه حل های گوناگون بهترین راه حل را برگزینیم، به کار بگیریم و پذیرای پیامدهای آن نیز باشیم.

تعریف تصمیم گیری: فرآیند بررسی، پیشبینی و ارزیابی نتایج از راه حل های موجود و انتخاب قطعی یک راه حل برای رسیدن به هدف است.

نقش و اهمیت تصمیم گیری

_ زمینه رشد عاطفی، اجتماعی و روانی بیشتری را در تصمیم گیرنده فراهم می آورد.

_ تصمیم گیری درست و سنجیده، در آغوش کشیدن موفقیت و در نتیجه احساس رضایتمندی هر چه بیشتر را در فرد فراهم می سازد.

_ حس مسئولیت پذیری را در فرد گسترش داده و به او کمک می کند تا پیامدهای تصمیم خود را بر عهده بگیرد.

_ نیاز به خودمختاری فرد را برآورده می کند.

_ موجب افزایش اعتماد به نفس و خودباوری در فرد می گردد.

انواع تصمیم گیری:

_ ساده: تصمیم گیری هایی که درباره مسایل روزمره و عادی زندگی انجام می شود.(مانند خرید کردن برای منزل)

_ اضطراری: تصمیم هایی که در شرایط اضطراری، زمانی که به طور ناگهانی با مساله ای مواجه می شویم، می گیریم.(مانند زمانی که دوستی به ما برای اولین بار سیگار پیشنهاد کرده یا ما را به انجام کاری پرخطر تشویق می کند و...)

_ احساسی: تصمیم هایی هستند که بر اساس واکنش های هیجانی مانند احساس دلسوزی، ترس، نگرانی، غم و... گرفته می شوند.(مانند کمک به دیگران در شرایط بحرانی یا ویژه مانند مرگ بستگان، سیل، زلزله و...)

_ آنی: تصمیم هایی که در شرایط غیر مترقبه می گیریم. در این نوع تصمیم گیری، به طور معمول نخستین راه حلی که به ذهن می رسد، برگزیده و اجرا می گردد.(مانند زمان پدیدار شدن یک خودرو در مسیر حرکت خودروی ما از رو به رو و...)

_ تقدیری: زمانی که فرد از قدرت و مهارت تصمیم گیری کم بهره باشد، تصمیم را  به شانس واگذار می کند.(مانند فردی که پاسخ درست پرسش 4 گزینه ای را نمی داند و یکی از گزینه ها را علامت می زند و...) 

_ تاخیری: گاهی فرد برای فرار از تصمیم گیری چالش برانگیز، آن را به تاخیر می اندازد.(مانند کار امروز را به فردا انداختن و...)

_ منطقی و اساسی: تصمیم گیری هایی که نیازمند بررسی و ژرف اندیشی بیشتری می باشند؛ زیرا تا مدت های طولانی در زندگی فرد اثرگذار خواهند بود.(مانند گزینش همسر، رشته تحصیلی، کسب و کار و...) این نوع تصمیم گیری به طور عام بر اساس واقعیت ها صورت می گیرد.

عوامل تاثیر گذار در تصمیم گیری:

_ اطلاعات: شامل دانش و آگاهی هایی است که درباره موضوع مورد تصمیم از منابع گوناگون به دست می آوریم.

_ فشارهای اجتماعی: شامل فرهنگ، آداب و رسوم، عادت ها و قوانین جامعه ای است که در آن تصمیم گیری می کنیم.

_ موقعیت اجتماعی: شامل نقش، جایگاه و منزلت اجتماعی(اداری، تحصیلی، اقتصادی و...)تصمیم گیرنده می شود. 

_ فشار همسالان و گروه: فشار گروه هایی که به آنها تعلق خاطر داریم نیز می تواند در تصمیم گیری ما دخالت داشته باشد.

_ ویژگی های شخصی: باورها، ارزش ها، احساس ها، منش و شخصیت هر فرد 

_ سن افراد: ویژگی های مربوط به هر دوره سنی(کودکی، نوجوانی، جوانی، بزرگسالی و سالمندی)

_ موقعیت مکانی و زمانی: قرار گرفتن در یک شرایط زمانی و مکانی ویژه

_ خواسته ها و آرزوهای پدر و مادر: در تصمیم گیری فرزندان به ویژه نوجوانان، تاثیر بسیاری دارد.(مانند فرزندی که مجبور می شود به خاطر خوشنودی پدر و مادرش رشته تحصیلی و کاری را بر خلاف علاقه خود برگزیند و...) 

_ رسانه های همگانی: تبلیغات و پیام هایی که از راه آنها منتشر می شود.

فرآیند تصمیم گیری:

_ مشخص کردن موضوع یا چالش: آن را تعریف و مشخص کرده و در زمان هایی که فرصت لازم وجود دارد، با یادداشت کردن موضوع اصلی و تقسیم کردن به اجزای تشکیل دهنده آن، به بررسی دقیق تر می پردازیم.

_ جمع آوری اطلاعات: همه راه حل های موجود را، چه خوب و چه بد، از راه بارش فکر جمع آوری و یادداشت می کنیم و هر یک را ارزش گذاری کرده یا نمره می دهیم.

_ بررسی پیامدهای هر انتخاب: تلاش می کنیم تا با استفاده از نیروی اندیشه، تجربه های ذهن و همچنین دیدگاه های دیگران، به بررسی و پیشبینی پیامدهای مثبت و منفی هر یک از انتخاب های خود در مرحله پیشین بپردازیم.

_ اجرای تصمیم گیری: بهترین راه حل بررسی شده از میان انتخاب های پیشین را به مرحله اجرا گذاشته و تصمیم خود را عملی می سازیم.

_ ارزشیابی دوباره: تصمیم گرفته شده را پس از اجرا، ارزیابی می کنیم. دستیابی به نتایج مثبت نشان دهنده درست و موفقیت آمیز بودن تصمیم گیری ماست، ولی اگر به نتایج مورد نظر دست نیافتیم، راه حل های پیشین را دوباره بررسی می کنیم تا تصمیم مناسب تری بگیریم.

راهکار های تصمیم گیری درست و منطقی:

_ در تصمیم گیری بهتر است با افراد آگاه، کارشناس و باتجربه در آن مورد ویژه، رایزنی کنیم.

_ در مورد تصمیم های گروهی یا خانوادگی، بهتر است دیدگاه های همه افراد گروه یا خانواده را نیز جویا شویم.

_ تلاش کنیم خودآگاهی خویش را افزایش دهیم.

_ در مورد مسایل شخصی با حفظ و تقویت اعتماد به نفس، اجازه ندهیم دیگران برای ما تصمیم بگیرند.

_ همواره مسئولیت پیامدهای تصمیم خود را بر عهده بگیریم.

_ با مدیریت و کنترل هیجان های خود، تصمیم های منطقی تری بگیریم.

_ در تصمیم گیری های خود به همه جنبه های موضوع توجه داشته باشیم.

_ تلاش کنیم پیش از اجرای تصمیم خود پیامدهای مثبت و منفی آن را بررسی کرده و امتیاز بدهیم.

_ نگاه مثبت همراه با اندیشیدن و شناخت، سبب می شود که تصمیم های درست تر و منطقی تری بگیریم.

_ فرصت تصمیم گیری را به دیگران به ویژه فرزندان مان بدهیم و به آنها اجازه دهیم در مسایل مربوط به خودشان تمرین تصمیم گیری داشته باشند.

_ شهامت تصمیم گیری را در خود و دیگران با تشویق به جا و منطقی، تقویت کنیم.

_ به عوامل تاثیر گذار در تصمیم گیری توجه ویژه داشته باشیم.

_ به منظور جلب توجه فرزندان به پیامدهای هر تصمیم گیری، در مورد برخی از مخاطره آمیزترین تصمیم های دوره نوجوانی با آنها گفت و گو نماییم.

_ هدف گذاری در تصمیم گیری، مقدمه تصمیم گیری است. افرادی که هدف های کوتاه مدت و بلند مدت خود را در همه جنبه های زندگی مشخص کرده اند، آسان تر و مناسب تر تصمیم می گیرند.

_ خواندن و بررسی زندگی نامه انسان های موفق در زمینه های مورد نظرمان، می تواند زمینه تصمیم گیری های مناسب تر را در ما مهیا سازد.


9)مهارت تفکر نوآور: مهارتی است که شخص به وسیله آن از ترکیب مهارت های حل مساله و تصمیم گیری، از اندیشه ها یا روابط نو برخوردار شده و توانایی کشف و برگزیدن راه حل های تازه را پیدا می کند.

انواع تفکر:

_ تفکر واگرا: افراد با این تفکر تلاش می کنند که پدیده ها، امور و اندیشه ها را آنچنان که هستند به راحتی نپذیرند یا رد نکنند؛ بلکه نگاه متفاوت تری داشته باشند و از قالب های فکری همسان دور شوند. این نوع تفکر با تفکر نوآورانه رابطه مستقیم دارد.

_ تفکر همگرا: اندیشه های نو و تازه کمتری در آن راه پیدا می کند و افراد امور و پدیده ها را آنچنان که هستند می بینند و می پذیرند.

مراحل تفکر نوآور:

_ آمادگی: افراد به امور و پدیده های گوناگون زندگی دقت و توجه بیشتری پیدا می کنند، به حدی که گاهی پدیده های زندگی مدت های طولانی ذهن شخص را به خود مشغول می نماید.

_ مطالعه: فرد با بررسی و مطالعه بیشتر، رابطه میان پدیده ها را بهتر درک می کند.

_ تغییر: شخص به نوع روابط بین پدیده ها که ذهن وی را به خود مشغول کرده پی می برد و با طرح پرسش های گوناگون در ذهن به نقد و بررسی آنها می پردازد.

_ پختگی: فرد با گذار از مراحل پیشین، به درک و شناخت عمیق تری از روابط میان پدیده ها می رسد؛ گویی پدیده ها بخشی از وجودش شده اند.

_ اشراق: شخص به پاسخ های ناگهانی دست پیدا می کند.(آهان، یافتم و...)

_ وارسی: فرد به بررسی بهترین ایده ای که در مراحل پیشین به آن رسیده است می پردازد تا درستی آن را مشخص سازد.

_ اجرا: شخص اندیشه ها و ایده هایی را که به تایید رسیده اند، به مرحله اجرا در می آورد.

ویژگی های افراد دارای تفکر نوآور:

_ راه هایی را جست و جو می کنند که از راه آن بتوانند اندیشه خود را به سوی ایده های نو و تازه هدایت نمایند.

_ به همه جنبه های یک موضوع و مساله توجه دارند.

_ در حل مساله تمرکز حواس بیشتری از خود نشان می دهند.

_ اندیشه های ناب بیشتری از دیگران را از خود نشان می دهند. 

_ به راه حل هایی می اندیشند که ممکن است از دید دیگران اهمیت چندانی نداشته باشد.

_ از ربط دادن ایده ها و تجربه های گوناگون، نتایج تازه ای می گیرند.

_ اندیشه ها و باورهای خود را به راحتی مطرح می کنند و از رو به رو شدن با باورهای گوناگون استقبال می نمایند.

_ برای حل کردن مسایل و دشواری ها، راه های گوناگون را بررسی و تا رسیدن به نتیجه های دلخواه تلاش می کنند.

_ خود را محدود با دیدگاه های دیگران نمی کنند و چارچوب هر آنچه بوده و هست را می شکنند.

_ همواره کنجکاو بوده و در جست و جوی دانسته های نو هستند.

_ از قدرت تصویرسازی ذهنی بالایی برخوردارند، تا اندازه ای که به اندیشه های خود واقعیت می بخشند.

_ مثبت نگر و پرانرژی هستند.

_ به طور معمول برای هر پرسشی آمادگی ارایه پاسخ های گوناگون دارند.

_ پرسش ها و پاسخ های غیر عادی و عجیب و غریب در آنها بیشتر دیده می شود.

راهکارهای پرورش تفکر نوآور در خود و دیگران:

_ دانسته ها و تجربه های خود را در موقعیت های گوناگون گسترش دهیم.

_ از دیگران به ویژه کودکان سوال هایی را بپرسیم که پاسخ های گوناگون داشته باشد.

_ اگر پرسش های غیر معمولی از سوی دیگران مطرح می شود، تلاش کنیم تا با همکاری خودشان پاسخ های تازه و نو را کشف کنیم.

_ رفتارها و الگوهای افراد نوآور را سرمشق زندگی خود قرار دهیم.

_ از فنون ویژه تفکر نوآور مانند بارش فکر(حمله ذهنی به یک موضوع) به خوبی استفاده کنیم.

_ تصورهای ذهنی خود و دیگران را تقویت کنیم، زیرا تصویرسازی کمک می کند تا دانسته ها در حافظه بلند مدت بیشتر ذخیره شوند.

_ در نوشتن داستان یا کشیدن نقاشی و... به جای استفاده از نمونه(مدل)، از طرح های نوآور ذهن خود استفاده کنیم.

_ آنچه را که می بینیم، می خوانیم و می شنویم، مهمترین نکته های آن را یادداشت نماییم.

_ هر اندیشه تازه ای که به ذهن ما می رسد، بنویسیم.(اندیشه های خود را بر روی کاغذ بیاوریم)

_ اجازه دهیم دیگران هر پرسشی را از ما بپرسند و پرسش های آنان را جدی بگیریم.

_ بازی های فکری، ساخت چیزها با گل، مجسمه سازی، داستان نویسی و... موجب شکوفایی ذهن و نوآوری می گردند.

_ طرح پرسش های باز و تکمیل جمله ها و داستان های ناتمام

_ به باورها دیگران(به ویژه کودکان و نوجوان) احترام بگذاریم و اجازه دهیم که تا حد ممکن کارهای شان را با ذوق و سلیقه خود انجام بدهند.

_ نوآوری و تخیل را باور داشته باشیم تا زمینه بروز فعالیت های نوآورانه در جامعه فراهم شود.

_ تلاش کنیم پاسخ های ما در برابر پرسش ها دیگران به گونه ای باشد که آنها را به پرسش های تازه تری راهنمایی کنیم.

_ فرصت نوآوری را در خانواده، مدرسه و محل کار به دیگران بدهیم.

_ از موقعیت هایی مانند مسافرت، بازدید از موزه ها، رفتن به مکان های تفریحی و فرهنگی جهت آموزش تفکر نوآور استفاده کنیم.

_ احساس امنیت، شادی و آرامش را به دیگران هدیه بدهیم.

_ هوش، استعداد، مهارت و تلاش جدی، بخشی از عوامل رشد نوآوری است، ولی ضروری است به ایجاد انگیزه نیز توجه ویژه ای داشته باشیم.

_ توانایی های دیگران(به ویژه کودکان) را بپذیریم و باور داشته باشیم که هر فرد موجودی منحصر به فرد است و شبیه و مانند ندارد.

_ هنگامی که کار و اندیشه تازه و و نوآورانه ای را از دیگران دیدیم، با تشویق، خوشحالی و شادی خود را ابراز کنیم.


10) مهارت تفکر نقادانه: یک فرآیند شناختی، فعال، هدفمند و سازمان یافته است که فرد با استفاده از آن به بررسی اندیشه ها و باورهای خود و دیگران و یا شرایط ویژه می پردازد و با ارزیابی و تفسیر ماهرانه خود، به درک و فهم روشن تر و بهتری دست می یابد.

اصول تفکر نقادانه

_ پرسشگری: پرسیدن سوال های مناسب از خود و دیگران برای فهمیدن دقیق تر مطلب یا مساله مطرح شده.

_ داده ها(آگاهی ها): جمع آوری داده ها از منابع گوناگون درباره مطلب یا مساله مطرح شده.

_ ارزیابی: بررسی و ارزیابی داده های جمع آوری شده و ارزش گذاری آنها.

_ نتیجه گیری: در نظر گرفتن و گزینش بهترین و درست ترین مفهوم یا راه حل.

ویژگی های افراد دارای تفکر نقادانه:

_ داشتن روحیه پرسشگری 

_ خودنقدپذیر بودن

_ داوری و قضاوت به دور از تعصب و لجبازی

_ هر چیزی را به سادگی و بدون اندیشیدن و بررسی، نه می پذیرند و نه رد می کنند.

_ به دست آوردن آگاهی های دقیق و مناسب درباره موضوع مورد نقد از منابع گوناگون

_ داشتن دید گسترده و دقیق نسبت به مسایل

_ توجه به جنبه های مثبت و منفی مساله(یکسونگر نبودن)

_ داشتن قدرت تجزیه و تحلیل و بررسی موضوع های گوناگون

_ اظهارنظر نسبت به مسایل با ذهن باز و متفکرانه

_ داشتن توانایی تشخیص درست از نادرست

_ گوینده ای متفکر و منطقی و شنونده ای فعال بودن

_ توجه کردن به جزئیات در عین در نظر گرفتن کل موضوع

_ دانستن این مساله که ممکن است حرف یا راه حل دیگران یا خودشان همیشه درست نباشد.

_ چون به نتیجه کار می اندیشند، اغلب فریب وعده های دیگران را نمی خورند.

_ معمولا به راحتی جذب گروه ها و افراد نمی شوند.

راهکارهای پرورش تفکر نقادانه

_ نسبت به امور و پدیده های دوروبرمان، حساسیت و دقت بیشتری داشته باشیم.

_ دیده ها، شنیده ها و خوانده های خود را مورد بررسی و ارزیابی قرار دهیم و به راحتی آنها را نپذیریم یا رد نکنیم.

_ در مورد هر موضوعی با پرسش های مناسب و مربوط، آگاهی های بیشتری به دست آوریم.

_ بپذیریم که مسایل، راه حل های گوناگون دارند. در نتیجه تحمیل راه حل خود یا تحمل راه حل دیگران به عنوان یک راه حل قطعی، منطقی به نظر نمی رسد.

_ درباره مسایل پیش آمده بیندیشیم، دچار احساس ها و هیجان های شدید و غیر واقعی نشویم و از داوری شتاب زده، تعصب و خودرایی درباره موضوع های مورد گفت و گو بپرهیزیم.

_ پیش از پاسخگویی به مسایل، بیندیشیم؛ سپس تصمیم گیری و عمل نماییم.

_ تشویق کننده خوبی برای مسئولانه اندیشیدن خود و دیگران به ویژه کودکان باشیم.

_ از باورها و دیدگاه های خود دفاع معقولانه و منطقی کرده و زود تسلیم نشویم.

_ به دیگران اجازه گفت و گو و اظهارنظر درباره موضوع های گوناگون را بدهیم.

_ جلسه های گفت و گو درباره مسایل اجتماعی یا روزمره در خانواده و مدرسه ترتیب داده و همه را به شرکت فعالانه در این جلسه ها تشویق نماییم.

_ برای رشد تفکر نقادانه در کودکان و نوجوانان، خواندن زندگی نامه افراد منتقد بسیار مفید و موثر است.

_ فرآیند اندیشیدن کودکان و نوجوانان را بررسی و ارزیابی کنیم و درصورت نیاز از راهنمایی آنها دریغ نورزیم.

_ به هر پرسشی به راحتی پاسخ نگوییم؛ بلکه با سوال کردن مناسب، مخاطب را در رسیدن به پاسخ کمک نماییم.

_ در جلسه های گفت و گو و تبادل اندیشه ها از برچسب زدن، دستور دادن، سرزنش، نصیحت، داوری و مسخره کردن اندیشه دیگران پرهیز نماییم.

_ با برقراری امنیت و آرامش روانی و عاطفی و احترام به باورها و دیدگاه های کودکان و نوجوانان، آنها را به شرکت در گفت و گو و بیان دیدگاه ترغیب و تشویق نماییم.

_ با پرسیدن سوال های مناسب درباره موضوع ها گوناگون در خانه و مدرسه، دیدگاه های دیگران را جویا شده و آنها را نیز در گفت و گو ها شرکت دهیم.

_ با دقت و حوصله به دیدگاه های دیگران در خانه و مدرسه گوش فرا دهیم تا بتوانیم با پرسش های مناسب، آنها را برای نتیجه گیری درست تر راهنمایی کنیم.

_ در صورت مشارکت نکردن دیگران در گفت و گو(که شاید به دلیل درک نکردن موضوع باشد)، بیشتر توضیح دهیم تا بتوانند حضور فعال تری داشته باشند.

_ در برابر پرسشی که از ما می کنند، پاسخ از پیش تعیین شده ای نداشته باشیم تا بهتر بتوانیم به نقد و بررسی و ارزیابی موضوع بپردازیم.


برچسب‌ها: زندگی, مهارت, مهارت های زندگی
+ نوشته شده توسط هادی افروزه راد در پنجشنبه 23 آذر1391 و ساعت 13:2 |